آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

زلزله

پسرم امروز بعد از چند روز که آرامش نسبی به شهرمون برگشته اومدم وبلاگت رو بخونم و اگه تونستم خاطرات فراموش شده رو ثبت کنم تا غبار زمان بر روی آن ننشیند و به باد فراموشی سپرده نشود آری از آرامش حرف می زنم آرامش موقتی ... آروین کوچولوی نازم دارم از زلزله ای حرف می زنم که روز 21 مرداد به یک باره خیلی چیزها رو به هم ریخت . پسرکم ما تازه از خونه ماماجون اینا برگشته بودیم و من داشتم برات آب پرتقال می گرفتم و باهات شعر می خوندم که یهو یه صدای غرشی از زمین بلند شد و من هراسان تو رو تو بغلم گرفتم و گفتم یا حسین ... در عرض چند صدم ثانیه همه چیز شروع کرد به لرزیدن همه وسایل خونه می لرزید شیشه ها با صدای بلند می لرزیدند و لوستر رو سقف خونه تاب با...
11 شهريور 1391

سفر به کلیبر

آروین نازم در 28 اردیبهشت ماه به همراه بابا جون اینا رفتیم کلیبر طبیعتی عالی و بکر و زیبا بسیار زیبا جنگلهای زیبا و وحشی آینالو و دره مکیدی بهشت پنهان خدا هستند آروین جونم چون محیط جنگلی و کوهستانی بود عکس تکی زیادی ازت نداریم ...
11 شهريور 1391

دومین سفر شمال

گل من روز ٢٣ تیر مصادف با شروع دومین سفر تو به شمال   شرح سفر با تصویر شورابیل اردبیل گردنه زیبای حیران لنگرود لاهیجان رودسر جواهر ده رامسر پسر راننده من آروین در رامسر آروین در بندر صدف یه خواب راحت بعد از یه گردش طولانی این گلهای زیبا تقدیم به همه دوستداران آروین کوچولوی ناز ...
29 مرداد 1391

یک سال و یک ماه و یک روزگی

آروین عزیزم تو به سرعت چشم بر هم زدنی بزرگ می شی و رشد میکنی و مامان لیلا هر روز شاهد پیشرفتهای قشنگه تو دوستت دارم فرشته سیزده ماهه من مقارن با سیزده ماهگی تو گل پسر زیبایم به همراه خونواده صمیمی ترین دوست بابایی رفتیم به باغ اونا در سیس شبستر باغ زیبا پر از درختان میوه تو اونجا کلی با نی نی های عمو علی بازی کردی اینم عکس ها گلم ... درخت گردو درخت بادوم درخت سیب درخت زردالو و آروین کوچولو درخت آلبالو و پسرک کوچولوم که کلی آلبالو تناول کردند محمد رضا کوچولو هم همش تو کار خاک برداری بود آروین و مهنا کوچولو مهنا کوچولو مثل باباش عاشق قلیونه اینم آتیش فوق العاده زیبا که روش چایی گذاش...
28 مرداد 1391
1